X
تبلیغات
رایتل

پایان  چاپ

تاریخ : شنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1390 در ساعت 04:06 ب.ظ

تو این مدت همینجا بودم/ کامنتاتون رو می‌خوندم/ به وب هاتون میومدم و پست هاتون رو میخوندم/ ولی سکوت مانع این میشد که جواب کامنت هاتون رو بدم یا واستون کامنت بذارم/ حضور امروز هم به این دلیل نیست که بخوام برگردم / فقط اومدم درست تمومش کنم/ تنظیمات بخش نظرات رو به حالتی تغییر میدم که بتونین بدون تایید من نظر بدید / ممنون از " من " به خاطر آپ شماره 13 در وبش که خیلی واسم قشنگ بود/ ممنونم از دخترٍ اسفند  به خاطر آپ "من ابتدا باید خودمو دوست داشته باشمم" که در مورد من نوشته شده بود / ممنون از  مسافر تنها، پــانـــدول و نیلو که تو این مدت به یادم بودن و با کامنتاشون شرمندم کردن/ ممنون از تمام افرادی که به اینجا سر میزدن


دردی نیست

ما حالمان خوب خوب است

فقط باید برویم


اینم شعری هست که امروز شنیدنش با صدای داریوش منو کشوند به اینجا که این آپ رو انجام بدم.


من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم
همیشه در گریز و در گزارم
نمیمانم به یکجا . بی قرارم
سفر یعنی من و گستاخی من
همیشه رفتن و هرگز نماندن
هزاران ساحل و نادیده دیدن
به پرسشهای بی پاسخ رسیدن
من از تبار دریا . از نسل چشمه سارم
رها تر از رهایی . حصار بی حصارم
ساحل حصار من نیست . پایان کار من نیست
همدرد و یار من نیست
کسی که یار من نیست . در انتظار من نیست
صدای زنده بودن در خروشم
به ساحل چون می‌آیم . خموشم
به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
برای مرگ هم در خانه جا نیست
اگر خاموش بشینم روا نیست
دل از دریا بریدن کار ما نیست