همان طور که قول داده بودم، آپ جدیدم با قبلی ها خیلی تفاوت دارد.
من قصد دارم بخشی را با عنوان (( یک سوال سخت )) به آرینوس اضافه کنم.در توضیح این بخش باید بگویم که داستانی کوتاه تعریف می شود و از شما خواسته می شود خود را به جای یکی از شخصیت های داستان بگذارید و در صحنه ی حساس داستان تصمیم گیری کنید.
این بخش تنها با همکاری شما دوستان خوبم جذاب می شود. به نظر من که یک سرگرمی جالب است که کمک می کند خودمان را بهتر بشناسیم.
لازم به ذکر است که این بخش را به تقلید از یکی از استادان دانشگاه الزهرای تبریز راه اندازی می کنم. و قبلا در محیط دانشگاه آزمایش شده است.
سوال یک
فرض کنید به همراه عزیزترین کسی که در دنیا دارید، به شهری دور از خانه ی خود رفته اید و در آن شهر هیچ فامیلی ندارید. به طور ناگهانی عزیزترین فرد شما بی هوش می شود و وقتی او را به بیمارستان می رسانید، به شما می گویند که اگر تا 2 ساعت دیگر فلان دارو به او تزریق نشود، می میرد و این که این دارو در بیمارستان موجود نیست و باید آن را از فلان داروخانه که 55 دقیقه با بیمارستان فاصله دارد، تهیه کنید. وقتی به داروخانه می رسید، متوجه می شوید که پول کافی همراهتان نیست و مسئول داروخانه از دادن دارو به شما امتناع می کند.
حال شما چه کار می کنید؟
تذکر: تا جمعه نوزدهم بهمن ماه سال 1386 مهلت دارید به این سوال پاسخ بدهید. برای جلوگیری از تقلب و افزایش هیجان بازی ، تا چند روز نظرات این بخش رو تایید نمی کنم ولی اسامی کسانی که نظر گذاشتن را در پایان هر روز به زیر همین متن اضافه می کنم.
اسامی دوستانی که تا کنون در بازی شرکت کرده اند:سعیده خانم - آقا روزبه - اردیبهشت عزیز - یک آدم اینجوری - سپیده خانم - فاطمه خانم - هنگامه خانم - شروین عزیز