X
تبلیغات
رایتل

غم افزایی ۴  چاپ

تاریخ : شنبه 9 بهمن‌ماه سال 1389 در ساعت 05:43 ب.ظ

امروز می خوام چند تا از حالت های غم افزایی رو بگم. حالت هایی که شاید در زمانی خاص شامل حال خودمم می شد. نویسنده ای رو فرض کنید که به خاطر یه غم کوتاه مدت یا حتی برای تنوع دست به سیاه نوشتن می زنه. بعد مثل دستشویی رفتن بچه ها کافیه یه عده هم این وسط پیدا شن، بیان بگن سیاه ننویس! دیگه مگه طرف ول می کنه! به قول بچه ها گفتنی تا نازکش داری ناز کن! البته بستگی به خصوصیات نویسنده هم داره ها. گاهی وقتا یکی پیدا می شه یه کامنت سیاه تر می ذاره و کم کم این غم رو در نویسنده بزرگ و نهادینه می کنه. مثلا طرف دوست پسرش داره دوش میگیره نمی تونه تلفنشو جواب بده. بعد این که نمی دونه، می شینه فکر و خیال می کنه که آره دیشب باهاش سرد خداحافظی کردم. بعدش شروع می کنه به عذرخواهی کردن با اس ام اس و هر گندی هم که طرفش نمی دونسته این مرتکب شده رو به نوعی با این کارش لو میده. بعد که می بینه نخیر جوابی نمیاد فکر فوکوله (:دی) که پیچیده شده و دست به آپ زیر می زنه:
نمی دانستم سر نخواستن من دعواست!
حالا کامنت رو نیگاه (ببینید):
ای روزگار! تازه شدی مث من! کی تموم میشه این زندگیه کوفتی خدا میدونه!
حالا این وسط طرف بعد یه دوش خوب به سراغ گوشیش می ره و می بینه که انگار روز شانسشه:دی اگه آدم عاقلی باشه از فرصت پیش آمده نهایت استفاده رو برای پیچوندن می بره.
گاهی وقتا هم نویسنده ای متوجه می شه که استعداد زیادی در سیاه نوشتن داره و دستش در استفاده از آرایه های مختلف ادبی تو این سبک خیلی بازه. پس میاد این استعداد رو پرورش میده و در این حالت غم افزا نویسنده هستش. این روند ادامه پیدا کنه اونایی که واقعا غم دارن مثل چوپان دروغی باهاشون رفتار می شه.آپ زیر رو نگاه کنید:

باید قلبم رو عمل کنم.پولشو ندارم و...

کامنت: خیلی قشنگ بود.کلی گریه کردم. (:دی)

فکر کنم دیگه لازم نباشه بگم که غم افزایی کار بدیه و بیایم انجامش ندیم.